تبليغاتX
RESPINA
به نام خدا

سلام

گدا شدن به در دوست ، قصد دیدن اوست

وَرنه نان شب را ، هر گدایی دارد

نمی دونم واسه چی ؟؟

واسه چی تا به یه دوست - اره یه دوست - میگی چشم می خواد چشماتو در بیارن ؟  

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 15 اسفند1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

 تا حالا زیاد شندیده ایم که «مرغ همسایه غازه»  . همهمون هم کم و بیش قبول داریم

ولی تا حالا از خودمون سوال پرسیدیم که : «چرا مرغ همسایه باید غاز باشه؟»

من معمولا اول و میانه هرماه آپ می کنم ...

که در بین این ۱۵ روزه طبق اتفاقاتی که می افته و حسی که اون موقع دارم مطلب می زنم

و برا این که حس و مطلبمو بهتر برسونم از ترانه یا سخنی از بزرگان استفاده میکنم  

ولی معمولا عادت ندارم بنوسیم که ترانه ها از کیه

چرا که اگه نشناسیم از کیه میگم به به و چه چه 

ولی اگه بنویسم از فلانیه  حتی اگه اون ترانه بد باشه چون شاعرش مشهوره تعریف میکینم

و اگه یه ترانه خوب از یه شاعر ناشناس باشه .....

حالا نگفتین چرا مرغ همسایه باید غاز باشه؟

ببینین پستای قبلی رو :

چرا هیچ کس سرجاش نیست           چرا شاگرد تنبل نمرش میشه بیست  (رها شایان)

به یزدان که گر ما خرد داشتیم .... کجا این سرانجام بد داشتیم ( فردوسی )

حالا غم ما قد یه دریاست        جایی که باید دل به دریا زد همینجاست
نه کار ایناست نه کار اوناست                از این و اون نیست از ماست که برماست 
(بیژن سمندر )

دويديم و دويديم اسپندا دود نکردن
گفتن فقط زير لب ‏کاش دیگه بر نگردن
دويديم و دويديم تا رسيديم به ديوار
اون ور ديوارم باز خورديم به خط تکرار 
( استاد مریم حیدر زاده )

و صدا در خواهم داد ، ای سبد هاتان پر خواب ! سیب آوردم  ...

سیب سرخ خورشید

خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد ...  ( سهراب سپهری )

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
 صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری 
(استاد مریم حیدر زاده  )

... و اما ...

مثلا همین پست قبلیم از یه شاعریه که مشهور نیست (رضا) تو پست قبلی همه تعریف کردن

 ولی اگه اسم می بردم حداقل همه اونایی که میشناختنش میگفتن ....

من ندارم کار به کار کسی

نه به فکر آشفتگی بازار کسی

ندارم شکوه و شکایت از کسی

اگر مانده ام در خم جاده و دلواپسی  ( رضای عباسی بردخونی)

در پست بعد ....

یا علی

+ نوشته شده در  شنبه 1 اسفند1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

نمی دونم قضییه چیه که اگه حتی سرت تو لاک خودت هم باشه یه جورایی میخوان یه تلنگر هم که شده بهت بزنن - آخه واسه چی ؟ تو کاری به کسی نداری خوب.

من ندارم کار به کار کسی

نه به فکر آشفتگی بازار کسی

نمی خوام کسی از دست من آزرده بشه

یا منو نگاه کنه و دلمرده بشه

نمی خوام با حرفام کسی دلشکسته بشه

یا دری به روی کسی بسته بشه

خوش ندارم باعث درد کسی باشم

یا که برگ زرد کسی باشم

ندارم شکوه و شکایت از کسی

اگر مانده ام در خم جاده و دلواپسی

گر چه راه منو میبندند

یا به روزگارم میخندند

اما خوش ندارم کسی مثل من پاییزی باشه

یا دلش گرفتار قصه ی غم انگیزی باشه

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 بهمن1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

دلم گرفته خدایا شکرت ولی دلم گرفته بد جوری هم گرفته

برای شاهکارم که خیلی وقته ....

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
 صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
 بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه 

یا علی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 بهمن1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

روزی

خواهم آمد و پیامی خواهم آورد .

در رگ ها ، نور خواهم ریخت .

و صدا در خواهم داد ، ای سبد هاتان پر خواب ! سیب آوردم  ...

سیب سرخ خورشید

خواهم آمد ، گل یاسی به گدا خواهم داد ...

دوره گردی خواهم شد ، کوچه ها را خواهم گشت ،

جار خواهم زد ، آی شبنم ، شبنم ، شبنم .

رهزنان را خواهم گفت : کاروانی آمد ، بارش لبخند !

خواهم آمد سر هر دیواری ، میخکی خواهم کاشت .

پای هر پنجره ، شعری خواهم خواند .

هر کلاغی را کاجی خواهم داد .

... آشتی خواهم داد .

آشنا خواهم کرد .

راه خواهم رفت .

نور خواهم خورد .

دوست خواهم داشت .

یا مهدی پس کی می آیی ... فقط خودت می تونی حل کنی همه چی رو ... فقط خودت

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 دی1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

چرا عاقل کند کاری که بازآرد پشیمانی

یکی از نام‏های قیامت «یوم الحسره‏» است، یعنی روز حسرت و افسوس‏خوردن. اگر مثل معروف «چرا عاقل کند کاری که باز آرد پشیمانی‏»را آویزه گوش خود کنیم یقینا در انتخاب مسیر، تامل می‏کنیم و گام‏به بی‏راهه نمی‏گذاریم.

معمولا بیشتر وقت ها عجله کار دستمون میده و نمی ذاره درست تصمیم بگیریم و بعدشم پشیمان میشیم ما ادما واسه چی اینجوری هستیم برا چی فرصت سوزی میکنم و در لحظه اخر تصمیم میگیریم یا عمل میکنیم که معمولا کم و بیش اونم اشتباه است و کو فرصتی برا جبران ...

یا علی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 دی1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

بيا تا قدر يکديگر بدانيم       که تا ناگه ز يکديگر نمانيم

واسه چی تا موقعی که در کنار همیم قدر همو نمی دونیم و موقعی که از همدیگه دور میشیم واژه ای برای خودمون می سازیم به نام «دلتنگی» و چند وقت که میگذره واژه ای دیگه به نام «انتظار»؟

چرا قدر لحظات در کنار همدیگه رو نمی دونیم ؟

در حیرتم از این مـــــــرام مردم پست          این طایـفه زنده کش مــرده پرست

تا هست به هستی بکشندش زجفا          تا مرد به عزت ببرندش بروی دست

اینطور نیستیم ؟؟؟

 پس نذاریم حالا که در کنار هم هستیم از یاد هم بریم .

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آذر1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

این ترانه رو خیلی دوست دارم  ... و طعنه ای هست به روزگار

برای دوستانم یدی و مجید  ( یادمان باشه باید امید داشته باشیم )

با سلام خدمت بابا / عرض کنم که غربت ما

آنقدم بد نيست که ميگن/ راضيم الحمدلله

يادمون دادن که اينجا / زندگي رو سخت نگيريم

از غم ويروني تو / روزي صد دفعه نميريم

يادمون دادن که ياد/ سوختن خونه نيفتيم

خواب بود هر چي که ديديم / باد بود هر چي شنفتيم

راستي چند وقته که رفتم/ بي غم و غزل سر کار

روزگارم اي يدک نيست / شکر غربت گرم بازار

من ستاره بردم اينجا / با بليطاي برنده

راستي اونجا نور فانوس / يه شبش کرايه چنده؟

یا علی

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 آذر1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

کاش می دونستیم کجاییم و چه جایگاهی داریم . کاش به حق خود قانع بودیم و حق کشی نمی کردیم و می دانستیم که هستیم و چه کاره ایم و یه احترامی هم برا دیگران قائل بودیم چرا که ؟ 

دود اگر بالا نشیند کسر شان شعله نیست        

روی دریا خس نشیند قعر دریا گوهر است

شست و شاهد هر دو دعوی بزرگی می کنند          پس چرا انگشت کوچک لایق انگشتر است

ناکسی گر از کسی بالا نشیند عیب نیست       جای چشم ابرو نگیرد گر چه او بالاتر است

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه 15 آبان1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

در نومیدی بسی امید است ... حتما شنیدین دیگه حسش هم کردین !! نومیدی رو میگم !!!

خدایی نکرده به جایی رسیدین که نه راه پیش دارین و نه را پس ... (از ته دل)

خدا بزرگه - خدا کریمه ! شکی نیست - امیدت به خدا باشه ! شکی نیست ولی ....

نظر شما چیه ؟ امید ؟ نا امیدی؟

من که امیدوارم در عین ناامیدی ~ سخته ولی امیدوارم

خدا گر زحکمت ببندد دری      زرحمت گشاید در دیگری

یا علی

+ نوشته شده در  جمعه 1 آبان1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

 به نام خدا

سلام

نمی دونم تا حالا به گوشه و کنار وبلاگها توجه کردین

هر نوع تبلیغی گوشه و کنار و چند وقیته بالای وبلاگها دیده میشه

از تبلیغات کلیک گرفته تا تبلیغات ....

واقعا ارزشش رو داره ... که به خوایم اخلاق رو زیر پا بگذاریم به خاطر هیچ ....

طرف حساب کلیکی ها نیستن اونایی هستن که هیچ سودی از این تبلیغات نمی برن ولی با این وجود هنوز این تبلیغات که زیاد چهره زیبایی ندارن تو وبشون خودنمایی میکنه ...

یا علی 

+ نوشته شده در  شنبه 18 مهر1388ساعت 4:15  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

چرا نمی خوایم قبول کنیم اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره

يه نفر خوابش مياد و واسه ي خواب جا نداره
 يه نفر يه لقمه نون براي فردا نداره 
 يه نفر مي شينه و اسكناساشو مي شمره
 مي خواد امتحان كنه كه تا داره يا نداره 
 يه نفر از بس بزرگه خونشون گم مي شه توش
 اون يكي اتاقشون واسه همه جا نداره 
 يكي ويلاي كنار درياشون قصره ولي
 اون يكي حتي تو فكرش آب دريا نداره 
 يكي بعد مدرسه توپ چهل تيكه مي خواد
مامانش ميگه اينا گرونه اينجا نداره 
 ياد اون حقيقت كلاس اول افتادم
دارا خيلي چيزا داره ولي سارا نداره
 راستي اسمو واسه لمس بهتر قصه مي گم
 مليكا چه چيزايي داره كه رعنا نداره ؟

 دخترك مي گه خدا چرا ما .... مادرش مي گه
 عوضش دختركم ، او خونه ليلا نداره

هميشه تو دنيا كلي فرق بين آدما
اين يه قانون شده و ديروز و حالا نداره 
آدما از يه جا اومدن ، همه مي رن يه جا
اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره

بعضي قلبا ولي دنيايي واسه خودش داره
 يه چيزايي داره توش كه توي دنيا نداره

كاش يه روزي بشه كه ديگه نشه جمله اي ساخت
 با نمي شه ، با نمي خوام ،‌با نشد ، با نداره

 نمی خواستم طولانی بشه ولی دلم هم نیومد حذفشون کنم

چرا نمی خوایم قبول کنیم اون جا فرقي ميون فقير و دارا نداره

یا علی 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 مهر1388ساعت 0:0  توسط زری  | 

به نام خدا

سلام

شاهکار جون یادته

دويديم و دويديم هيچ جا رامون ندادن
گفتن که توی جاده دونده ها زیادن
دويديم و دويديم فايده نداشت دويدن
به همه چی رسيديم‏ به جز خود رسيدن
دويديم و دويديم اسپندا دود نکردن
گفتن فقط زير لب ‏کاش دیگه بر نگردن
تو گرگ و ميش ترديد گلایه رو ندیدیم
به خاطر رسيدن دويديم و دويديم
دويديم و دويديم تا رسيديم به ديوار
اون ور ديوارم باز خورديم به خط تکرار
دويديم و دويديم قصه زندگی بود‏
که واسه اون دويدن فقط ديوونگی بود

نظر شما چیه تو زندگیمون واسه چی داریم می دویم ؟ به خاطر کی داریم می دویم ؟ واسه خودمون ؟ واسه اون ؟ یا واسه...؟      می رسیم ایشالله...

یا علی 

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 شهریور1388ساعت 0:0  توسط زری  |